تبلیغات
زندگی بی نام شهدا ننگ است... - مطالب ابر مادر
 خادمین الشهدا یزد
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
زندگی بی نام شهدا ننگ است... کجایند مردان بی ادعا... میرویم تا انتقام سیلی زهرا بگیریم... زندگی زیباست اما شهادت زیباتر... هر کس با شهیدی خو گرفت روز محشر آبرو از او گرفت... که به  خـــاکم  بسپاریدکنارشهـــــــدا... خادمین شهدای استان یزد آرزوی شهادت برای شما دارد...
درباره وبگاه
افتخاری ما این است که خادم شهدا شده ایم..نوکر کسانی هستیم که به خاطر ما دنیا خود را به باد دادند تا ما الان راحت به زندگی خویش بپردازیم..بچه های خادم شهدا استان یزد با تمام افتخار مانند دیگر نقاط کشور با جون و دل برای فرزندان حضرت فاطمه در رکاب حضرت حجت و رهبر عزیزمون نوکری میکنند و آرزو مندم برای همه دوستان خادم خودم شهادت....آمین
نویسندگان وبگاه
آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
دیگر امکانات
وصیت شهدا جنگ دفاع مقدس

اسوه صبر اند مادران شهدا..
نویسنده خادم الشهدا در 10:17 ب.ظ | نظرات()

جنازه پسرشونُ که آوردند
چیزی جزء دو سه کیلو استخون نبود
پدر سرشو بالا گرفت و گفت :
حاج خانم غصه نخوری ها !!!
دقیقا وزن همون روزیه که خدا بهمون هدیه دادِش


برچسب‌ها: شهید ،مادر ،صبر ،جنازه ،خادمین ،
مادر به قربونت..
نویسنده خادم الشهدا در 01:14 ب.ظ | نظرات()
به مادرقول داده بود حتما برمی گرده ،

وقتی مادر تن بی سر فرزندش را دید...

لبخند تلخی زد و گفت :

"پسرم سرش میرفت قولش نمیرفت."



برچسب‌ها: خادمین ،مادر ،قول ،شهدا ،قربانت ،
مادر گوشم را کشید..
نویسنده خادم الشهدا در 02:31 ب.ظ | نظرات()

غروب آفتاب بود، نیروهای اعزام جدید را برای عملیات توجیه می كردند، ما هم كه كاری نداشتیم كنار فرمانده ایستاده بودیم. صحبت از شرایط خاص شد كه ممكن است پیش بیاید و این كه آن جا دیگر فرصت فكر كردن و چاره اندیشی نداریم، مثل مواقعی كه عملیات لو می رود یا نیروها در طول مسیر حركت با مین و موانع آبی و خاكی پیش بینی نشده روبه رو می شوند و در نهایت تأكید بر ایثار و از خودگذشتگی كسانی بود كه داوطلب می شوند و روی مین می روند و معبر ایجاد می كنند و این سؤال كه شما جزو آن افراد هستید یا نه؟ برادری از نیروهای قدیمی كه در میان جمع نشسته بود برخاست و گفت:«من عذر دارم. شرمنده ام»، همه زدند زیر خنده، سخنران گفت:«همهمه نكنید بگذارید حرفش را بزند»، بعد او توضیح داد:«وقتی از در خانه می آمدم مادرم گوشم را كشید و گفت پسرم روی هر چیز می خواهی بروی برو ولی اگر روی مین بروی شیرم را حلالت نمی كنم».


برچسب‌ها: خادمین ،یزد ،شهدا ،مادر ،عاشورا ،
افتخار مادر..
نویسنده خادم الشهدا در 10:41 ق.ظ | نظرات()

مادر پول و طلاهاشو داد و از در ستاد پشتیبانی جنگ خارج شد مسوول مربوطه فریاد زد : مادر رسیدتون !!!
مادر خندید و گفت : من برای دادن دوتا پسرم هم رسید نگرفتم …


برچسب‌ها: خادمین ،یزد ،شهدا ،مادر ،
به جای یه کیسه شن..
نویسنده خادم الشهدا در 05:56 ب.ظ | نظرات()

نوجوان بود،قدشم کوتاه بود
مادرش بهش گفت :
تو دیگه کجا میری با این قدت و احوالت
با خنده گفت:
به جای یه کیسه شن برای سنگر که
می تونند ازم استفاده کنند!
.
.
.


برچسب‌ها: خادمین ،یزد ،شهدا ،مادر ،سنگر ،
طراحی و کدنویسی قالب های مذهبی : شهدای کازرون
Temlate By : 1100Shahid.ir
لینک دوستان ما
آخرین مطالب وبگاه
موضوعات وبگاه
پیوندهای روزانه